شعر كميجان - عاقبت به خير -KOMIJAN's POET
سلام بر حسن
سلام بر حسین

 

سلام بر محرمت حسین جان
به لاله های پرپرت حسین جان
 خوش آمدی خوش آمدی حسینم 
به کربلای اطهرت حسین جان
چه سان گذشت روزگار بعد ت ؟
به اهل بیت مضطرت حسین جان
چگونه آب داده ای حسین جان؟
به شیش ماهه اصغرت حسین جان
چه پاسخی ز خلق کوفه دادند ؟
به ناله های دخترت حسین جان
چگونه اسب خویش را جهاندند؟
به پاره پاره پیکرت حسین جان
چگونه ضرب خیزران لعین زد؟
به تیغ دیده حنجرت حسین جان
چه سان گذشتی از جوان نازت ؟
به نوجوان اکبرت حسین جان
چرا نداد جرعه آبی آن قوم ؟
به آن شبه پیمبرت حسین جان
 نصیب من شود زیارتی خوش
به مرقد مطهرت حسین جان
امان به نامه بر نداد آن قوم
به قیس بن مسهرت حسین جان
قسم که راه حق همیشه جویم
به ذوالفقارحیدرت حسین جان
 

 

محمد کمیجانی  25/12/81

 

نوشته شده توسط : - محمد نیک انجام - شنبه ٥ آذر ،۱۳٩٠ لینک نوشته پيام هاي ديگران ()


سنگ قبر

مرا بین شاعری بی باک بودم

کز اول ساکن این خاک بودم

چو نفخ روح از جانم بدر شد

دوباره قاطی این خاک بودم

 به حمدی و سلامی یاد ما کن

چو پاسخ نشنوی ، دان خاک بودم

کنون از دیدن روی تو شادم

که با یک حمد و سوره کردی یادم

به چار شهریور از سال سی چار

نهادم پا در این دنیای بی عار

نوشته شده توسط : - محمد نیک انجام - پنجشنبه ٥ آبان ،۱۳٩٠ لینک نوشته پيام هاي ديگران ()


منمشتعلعشقعلیمچکنم

شیعه مرتضی

 

با شیعه ی مرتضی علی هم نفسم

در هر دو جهان بجز علی نیست کسم

بی عشق رخش همچو هما در قفسم

پس کی به وصال رخ زیبا برسم ؟

از شعله ی عشق ولی الله به تنم

آتش زده تا تراب گردد بدنم

آنگاه چو پروانه وصالش یابم

من مشتعل عشق علی ام چه کنم ؟

نوشته شده توسط : - محمد نیک انجام - پنجشنبه ٥ آبان ،۱۳٩٠ لینک نوشته پيام هاي ديگران ()


پراکنده گویی

چنان زخمی زدند بر جان سید

که خون از جای خنجر هم نریزد

از این دنیای صد رنگی و نا مرد 

جهانی جانشان از غم بسوزد

********************

گمان ایلمه ایشلر یتیشده ایش باشونا     ( گمان مبر که بپایان رسید کار جهان)

هله بوتا بوغازوندا بش آلته خوم قالوره   ( هنوز صد خم ناخورده در بن تاک است)

باغی تامام اوزومونه دریب اووه آپاروب

هاما بوتادا هله بیر ایکی ساخلوم قالوره

********************

نوشته شده توسط : - محمد نیک انجام - پنجشنبه ٥ آبان ،۱۳٩٠ لینک نوشته پيام هاي ديگران ()


اهانت های احمقانه

تصاویر موهن

 

گوئیا در آن سر دنیای دون

عده ای در برف برده سر درون

شکلکی ترسیم کرده از نبی

نشر کرده شکلک او را ذمی

هر که بر پاک نبی خاک افکند

خود خدا بر آن دهانش می زند

ما به فکر اشتران خویش به

کعبه هم دارد خدای خویش مه

او به حفظ کعبه اش اولی تر است

از من و از تو به حق او برتر است

من چه میدانم صلاح کار چیست

پشت این آشفته ی بازار کیست ؟

ما ندیده هیچ شکل و شکلکی

چون بر آریم اینهمه از خود شکی

کیست کو بر ریشه ی آتش دمد

هیزمی آرد بر این آتش نهد

آتش است این سر گرفته در جهان

رحم نارد بر کسان و ناکسان

شعله اش چون سر بگیرد آسمان

دامن جمعی بگیرد ناگهان

جمع مردان و زنان وکودکان

آمده سینه زنان بر سر زنان

وامحمد وامحمد می کنند

یا الاها یا محمد می کنند

بر سر و بر سینه ی خود می زنند

وای اسلاما ، علیا می کنند

زان طرف هم رهبران مسلمین

کرده اند محکوم توهین این چنین

رهبران کشور دانمارکیان

عذرخواهی کرده اند از بانیان

اشتباهی شد در این کار و گمان

خود نباشید از من و ما بدگمان

لیک موج اعتراض مسلمین

می رود تا سطح دریا های چین

هر شب و هر صبح در یک گوشه ای

باز می روید ز نو اندیشه ای

می نماید باز از سر او شروع

آفتاب اعتراض از نو طلوع

روز دی ، در کابل افغانیان

جمعی از آ ن مسلمین بد گمان

کرده حمله بر سر یک ساختمان

کشته شد یک  مردی از افغانیان

یا رسول الله مگر راضی شدی ؟

کشته گردد مسلمی یا هر کسی ؟

18/11/84

نوشته شده توسط : - محمد نیک انجام - پنجشنبه ٥ آبان ،۱۳٩٠ لینک نوشته پيام هاي ديگران ()


یاد ایام نوجوانی - صحرا

اکین چی لر بیلدیرچینه توتاندا

قرقلیک لر قریللایوب اوچاندا

قازالاخ لار نومورتا نه دوغاندا

ات بالالار نومورتادان چیخاندا

چوپان لار گیچی دن سوتون ساغان دا

بیز گیدردیک چولده وه ره گه اوتا

بعضی وه ره گه قارداشوما ساتا

چولده دوشوب بیر سار وه رک قازار دیک

قورره چوره گه داشونان دوگردیک

خورد ایلییب بیر چاناقا یه قردیک

اوستونا جک سرین سودان توکردیک 

بیرساهات دان نم چکیب نرم اولارده

ایران توکوب اونی قاتوب یی یردیک

سورره گلیب یانوموزدان گیچرده

چوپان گلیب بیزده بیر سو ایچرده

آللاه قووات ویرسین بیزه دی یرده

گیچیب گیدیب ناهار سی ناق [1]   یی یرده

بیر دسته پوویونا بیزه ویررده

بیزیم کولگه لیک ده چای سو ایچرده

 



[1] سی ناق بر وزن قیماق با فتح س و ی ساکن خوانده می شود و آن عبارت از شیری است که چوپانها از گوسفندان می دوشیدند و سپس در درون آن سنگهای داغ شده در آتش را می انداختند و شیر در اثر داغی آن سنگها پخته و بسیار خوشمزه می شد و آنرا برای ناهار با نان ترید شده می خوردند .

نوشته شده توسط : - محمد نیک انجام - پنجشنبه ٥ آبان ،۱۳٩٠ لینک نوشته پيام هاي ديگران ()


الا بذکر الله تطمئن القلوب

الا بذکر الله ...

 

قلبیم آللاه آدونا ساکن و آرام اولوره

هرگون آللاه یانونا ینگیده بیر یول بولوره

آللاهون سمتینه مین لرجه جهت کشف اولونوب

گنه هرگون ینگی مین لرجه جهت کشف اولوره

آللاهون قورخوسونا گویلوم ایچینده یر یوخ

چونکه هر دم ایچینه عشق و محبت دولوره

چوخلاره گوردوم که بیر کیمسیه بویون اگمز

آللاهون عشقینه بویماق کیمی بوینا سالوره

دونیا دا بوش قالاجک کیمسه بورادا قالماز

آمما یادلاردا فقط یاخچی یامان لیک قالوره

 

محمد کمیجانی 14/9/94

نوشته شده توسط : - محمد نیک انجام - پنجشنبه ٥ آبان ،۱۳٩٠ لینک نوشته پيام هاي ديگران ()


بزرگداشت مقام معلم

ای معلم

 

ای معلم تو نور امیدی

روشنی را به ما تو تابیدی

ای معلم تو بذر علم و امید

در سیه خاک دل  بپاشیدی

آب دادی ز جان خود باغم

گل و برگ و شکوفه روییدی

آب گشتی چو شمع شب هایم

نور بر تیرگی تو تابیدی

همه بیدار از صدای تو شد

زان سپس خویشتن بخوابیدی 

عزت خویش را نگه داشتی

علم در جان کودکان دیدی

عمر و جان تو بود سرمایه

شربت فقر و عزم نوشیدی

سایه گسترده ای هزاران را

چمن و باغ علم را بیدی

روشنی بخش جان ما گشتی 

با سیاهی و جهل جنگیدی

یک بیک حرف و اسم اعظم را

در دل دوستان حق چیدی

تو به دنیای خاکی کودک

شعله های بلند خورشیدی

کی توانم سپاس گوی تو بود ؟

چون سپاسم همیشه می دیدی

 

محمد کمیجانی

تیرماه 1384

نوشته شده توسط : - محمد نیک انجام - پنجشنبه ٥ آبان ،۱۳٩٠ لینک نوشته پيام هاي ديگران ()


تردید و بیکسی

تردید و دودلی

 

اینجا ‘ میان ماندن

و رفتن به تردیدم

زانجا که می آیم

مرا جای امیدی نیست

در مقصدم هم

هیچکس در انتظارم نیست

اما به چشمی منتظر

در انتظارم من

تا کی به پایان

می رسد این کار همکارم

زانجا که می آیم

دلم در بند قلبی نیست

آن ره که می پویم

هوای دیدن کس نیست

نوشته شده توسط : - محمد نیک انجام - پنجشنبه ٥ آبان ،۱۳٩٠ لینک نوشته پيام هاي ديگران ()


مدخل مثنوی مولوی به ترکی سروده ام

شکایت

باخ قمیش لرده شیکایت ایلیره

آیرولوخ لاردان حیکایت ایلیره

تا قمیش لیک دن منی کسدیردیلر

قارنوموزدان بو یلی اسدیردیلر

یل دگیل بو بیر الاودور جان من

دور قیراخدا چوخ یووخلاشماگینن

بیرجان ایستر لخته لخته قان دوله

تا دی یم من آیرولوخ دان هر یوله

گیددیم اما اون لارا بار اولمادوم

یاخچی لاره پیس لره یار اولمادوم

هر نه رمز و راز وار بو یل ده دیر

آمما گوز قولاخ دادا یوخدور شوعور

نوشته شده توسط : - محمد نیک انجام - پنجشنبه ٥ آبان ،۱۳٩٠ لینک نوشته پيام هاي ديگران ()


خوش آمدید
خانه
آرشيو
پست الكترونيك
بازدید کنندگان:

لینک دوستان
 
  پرشین وبلاگ
كميجان خبر
كميجان 1
چرگزي كميجان
عاقبت به خير
درباره نويسنده
شعر كميجان
هنر كميجان

دائرة‌المعارف موضوعي کميجان
انساب و طوايف كميجان
ايل‌هاي برچلو و بزچلوي كميجان
تاريخ و جغرافياي كميجان
تعزيه‌خواني در كميجان
داداشعلی كلوانی
شهداي كميجان
عراقي - شاعر عارف و نامدار كميجان
فرهنگ و آداب و رسوم كميجان
گؤللر - تغذيه مصنوعي باستاني كميجان
مشهدي تقي جاويد
نامداران كميجان
درباره نويسنده
1 كميجان

تصاوير کميجان
Komijan2002
Komijan View
ليست وبلاگ هاي فارسي
قالب های وبلاگ
اخبار ایران
اخبار ICT
تفریحات اینترنتی
تالارهای گفتگو
فروشگاه اینترنتی
طراح قالب : ماكرومديا
persianblog fans

لوگوی دوستان
پرشین وبلاگ